تبلیغات
اشک سرد - سکوتــــــــ...!
اشک سرد

ئه وه نده له لای خه لکی باسی باشی توم کردبوو...ئیستاکاتیک لیم ئه پرسن چونه له رووم نایه ت بلیم به جیی هیشتووم!!!!

سکوتــــــــ...!

دوشنبه 25 آذر 1392

و دوباره سکون واشک و تنهایی

و دوباره من

من و سکوت

 من و اشک

من و تنهایی 


در اشکم در سکوتم و در تنهاییم تو آمدی

وگرنه من که سالهاست

 با واقعیت و زندگی قهرم

 من جزیی از فراموش شده های زندگیم  

تو در غریبانه ترین لحظه های خیالم

 آمدی که

 ای کاش ...

ای کاش در خیال هم نمی آمدی

آخر تویی که در واقعیت زندگی تنهایم گذاشتی  در خیال هم تنهایم خواهی گذاشت

پس برای همیشه از ذهن خسته ام برو

.

.

.

دستهایم بوی دستانت را گرفته است 

ایستاده ای 



.درآسمان بدنبال ماه می گردی


 .پیدایش میکنی انگار رفیق کهنه ات را  تازه یافته ای


با چشمهایت به من اشاره میکنی که دیدیش؟؟


نگاه میکنم و سرم را دوبار به سمت پایین تکان می دهم 


. از تو فاصله می گیرم و می روم پشت پنجره


از پنجره که نگاهت می کنم دلم می لرزد


و" می خواهمت"  


یادم می رود که زمان چه زمانیست آرزویت

میکنم . بی زمان و بی مکان در لحظه با انگشت به خدا نشانت می دهم و می گویم همین !

نگاهت از ماه به سمته من می آید خجالت میکشم از نگاه پشته پنجره ام

سرم را پایین می اندازم دوباره نگاهت میکنم

رو در رو پشته پنجره را رها میکنم و می آیم نزدیکترمیشوم . دستهایت را میگیرم باهم راه می رویم

خدا برایمان فرش پهن میکند از برگ درختهای پاییز. 

همیشه میگفتی برات جالبه  خنده های تلخ من و نگاههایی که پشتش یه بغض سنگینه   

عاشقم به عاشقاه نه های تو

دستهایم بوی دستانت را گرفته است....




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
    به نظرشما مطالب در چه حدی هست؟



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها