ئه وه نده له لای خه لکی باسی باشی توم کردبوو...ئیستاکاتیک لیم ئه پرسن چونه له رووم نایه ت بلیم به جیی هیشتووم!!!!


Admin Logo
themebox Logo

نویسنده :negar
تاریخ:چهارشنبه 8 بهمن 1393-05:46 ب.ظ

گفت دانایی که

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟ 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:سه شنبه 16 دی 1393-04:22 ب.ظ

ای خدا

حالاکه بودونبودم واسه اون فرقی نداره اونو به خدا سپردم تا نگه دوستم نداره

 

همیشه به یاد اونم گرچه اون دوستم نداره پس بزار اینو بدونه این دلم به یاد اونه

 

 

ای خدا خودت گواهی که چطوردوستش میداشتم

 

ولی اون من و نمیخواد چاره ای جز این نداشتم

 

حالا من تنهام و خسته با دلی آسون شکسته توی این عذاب روحم که یارم ازم گذشته

 

 

حالاکه بودونبودم واسه اون فرقی نداره اون و به خدا سپردم تا نگه دوستم نداره همیشه

 

به یاد اونم گرچه اون دوستم نداره پس بزار اینو بدونه این دلم به یاد اونه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:شنبه 29 آذر 1393-04:42 ب.ظ

سکوت چه زیباست

در شب های خستگی نگاهت به اسمان باشد

تا کمتر دلت از زمینیان بشکند

 

سکوت چه زیباست

هنگامی که تمام حرف ها از بیان دل تنگی ات عاجزند

 

تنهـ ــ ــــــایــــﮯ

را בوستـــــــــ בارمــــ

بــﮯ בعوتـــــــ مــــﮯ آیـــב

بـــﮯ منتــــــ مــــﮯ مانــــב

بـــﮯ خبـــــر نمــﮯ روב

 

چند وقتیست هر چه می گردم
هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما
گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد
و من همیشه به دنبال کسی می گردم
که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:شنبه 29 آذر 1393-04:25 ب.ظ

سکوت چه زیباست

 

تا کمتر دلت از زمینیان بشکند

 

سکوت چه زیباست

هنگامی که تمام حرف ها از بیان دل تنگی ات عاجزند

 

تنهـ ــ ــــــایــــﮯ

را בوستـــــــــ בارمــــ

بــﮯ בعوتـــــــ مــــﮯ آیـــב

بـــﮯ منتــــــ مــــﮯ مانــــב

بـــﮯ خبـــــر نمــﮯ روב

 

چند وقتیست هر چه می گردم
هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما
گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد
و من همیشه به دنبال کسی می گردم
که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:یکشنبه 27 مهر 1393-11:15 ق.ظ

دختر روزای تنهایی

من دختر روزای تنهایی
با هر عذاب تازه جنگیدم

از قُصه فردا نگو با من
روزای از این بدترم دیدم

تا مرز وحشت تا جنون رفتم
از ترس، دیوونه شدن کم نیست

تو … و من به غیر از تو چیزی بجز اسیر یادم نیست

تا اومدی تا فکر روزای، تلخ گذشته از سرم واشه
من ضربه خوردم تا قوی تر شم
فردای من می تونه زیبا شه

تا اومدی تا فکر روزای، تلخ گذشته از سرم واشه
من ضربه خوردم تا قوی تر شم
فردای من می تونه زیبا شه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:دوشنبه 27 مرداد 1393-08:53 ق.ظ

تورا نه عاشقانه

یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه

بدی هاش یادت میره

نامردیش یادت میره

بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره

وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره

فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!




تورا نه عاشقانه

نه عاقلانه

و نه حتی عاجزانه

که تو را عادلانه در آغوش میکشم

عدل مگر نه آن است که هر چیز سر جای خودش باشد؟؟!
;
;
;
چند وقتیست هر چه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما

گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی می گردم

که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:دوشنبه 27 مرداد 1393-08:51 ق.ظ

مگر از اول بود ؟!

به همه چیز عادت می کنیم

به داشته ها و نداشته هایمان

خیلی طول نمی کشد که

جلوی آینه زل بزنی به خودت

موهایت را کنار بزنی

و با خودت بگویی

اصلا مگر داشتی اش

مگر از اول بود ؟!

که بودن و نبودنش مهم باشد …





بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بر ساحل زندگی قدم می زنم

بی خیال فکر تو

دنیای خود را نقاشی می کنم

بی خیال تمام آنچه باید باشد

نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم

بی خیال همه رفت ها

به داشته های خود دل می بندم

اما

بگذار قدم بزنم...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی

این روزها...

غروب عشق برای من

حیات دوباره خورشید

در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!

نسیم دریا بر لبانم می نشیند

با خود می اندیشم

گویا

عشق در همین حوالی ست...

و باز می گویم

شاید

تا غروب عشق

نیمروزی باقی ست...






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:دوشنبه 27 مرداد 1393-08:48 ق.ظ

من…!

من…!

مرا که میشنـاسی؟! خودمم

کسی شبیه هیچکس!

کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنی

مهربان، صبور، کمی هم بهانه گیر

اگر نوشته هایم را بیابی ، منم همان حوالی ام!!
.
.
.
.

دری هستم

که می‌توانست به آسمان باز شود

اگر لولایش به زمین

چفت نبود...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:دوشنبه 27 مرداد 1393-08:47 ق.ظ

آه، از این دل من!








داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:یکشنبه 28 اردیبهشت 1393-05:04 ب.ظ

دنیا پر از تباهی است؛ نه به خاطر وجود آدم های بد؛ بلکه به خاطر سکوت آدم های خوب ...!

واقعی بودیم

باورمان نکردند

مجازی شدیم

فیلترمان کردند

  و چه دنیایی ساخته‌اند

     برای ما نسل سوخته...







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:چهارشنبه 21 اسفند 1392-05:58 ب.ظ

باران کـه میبـارد دلـم بـرایت ....تنـگ تـر می شـودراه می افـتم بـدون چـتـر ...من بـغض می کنـم ....آسمـان گـریـه ....

دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم
منو به جایی رسوند که حالا ،
تو چشمای یکی دیگه زل بزنمو بگم:
عاشقمی؟!!

خب به درک...!!


می خندم!

دیگر تب هم ندارم

داغ هم نیستم

دیگر به یاد تو هم نیستم

سرد شده ام

سرد سرد

نمی دانم

شاید…

شاید دق کرده ام!

کسی چه می داند…

بی حسم کردی.... نسبت به تمام حس های دنیا...!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:چهارشنبه 21 اسفند 1392-05:52 ب.ظ

کمی عوض شدم؛

 بــه هـــرکــس مـــی گـــویـــم "تـــــو"

بـــه خـــودش مــیــگـــیــرد. . .!

امـــا نـــمـــی دانــــــد کــــــه

هــیـــچ کــس بـــرای مـن

"تـــــــو"

نـــمــی شـــود. . . . !


کمی عوض شدم؛

دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم؛

به کسی تکیه نمیکنم

از کسی انتظار محبت ندارم؛

خودم بوسه میزنم بر دستانم ؛

سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم...

چقدر بزرگ شدم یک شبه !!!






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:چهارشنبه 21 اسفند 1392-05:46 ب.ظ

از سکـــوتــم بتـــرس ...!وقتــی که ساکـــت می شوم ...لابـد همــه ی درد دل هایــم رابــرده ام پیش خــــدا ...

دلم شکست عشق من اما فدای سرت.


کفش هایت را بپوش تا مبادا


خرده هایش در پاهایت برود . . .


|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:یکشنبه 18 اسفند 1392-09:17 ب.ظ

میدانم که می تواند !

سخت است در این هوای بهاری ، در این حال و هوای بهار ...
 

دلتنگ کسی باشی که شریک درد هایت است ...

 

 شریک شادی هایت ...

 

اما دست تقدیر تو را اینجا و او را آنجا نشانده است ...

 

سخت است همه جا ، هر لحظه چشم انتظارش باشی ...

 

او میخواهد ، تو میخواهی اما تقدیر نمیخواهد ... 

 

دلم را به بهار میسپارم تا حال و هوایش را تازه کند ! 

 

آرامش کند !

امید را در دلم لبریز سازد !

میدانم که می تواند !



خواســــــتم بگویــــــــــم که کیستـــــــم ...

دیـــدم نگفتن بهتر اســــــــت !

چه ســــــود آن کــــــه نمی ماند همان بهتـــــــــر که نشناسد مرا...!

آن کــــــــس که می مانــــــــــد خود خواهد شــــــــــناخت ...!

.

.

.











داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :negar
تاریخ:شنبه 10 اسفند 1392-10:50 ق.ظ

ســـ کنــــ سآعتــــ….. دیگــــــر خستـهـ شده امـــ…. آرهـ مَنـ کم آورده امــ…. خودمــ میدآنمــ کهـ نیستـــ… اینقدر بآ بودنتـــ نبودنشــ رآ به رُخـــَم نکشـــ!


کـاشــکـی تـَلـخـ ـی زنـدگــی…کـَــمـی اَلـکـل داشـتــ …


شـایـَد مـَســتـِمـان مـی کــَــرد و دَرد را نـمـی فـَهـمـیـدیــم …


برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

چه کسی حرف مرا می فهمد؟
چه کسی درد مرا می داند؟
در پس پرده ی اشک چشمم
چه کسی راز مرا می خواند؟
چه کسی واژه ی تنهایی را
در دل غم زده ام می بیند؟
با سر انگشت محبت چه کسی
قطره ی اشک مرا می چیند
سال ها غیر خداوند بزرگ
هیچ کس از غمم آگاه نبود
توشه ی زندگیم در همه عمر
جز غم و غصه ی جان کاه نبود
مرگ یک روز و یا یک شب سرد
چشم غمگین مرا می بندد
شاید آنجا پس از این رنج و عذاب
سردی گور به رویم خندد






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :69
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...