تبلیغات
اشک سرد
ئه وه نده له لای خه لکی باسی باشی توم کردبوو...ئیستاکاتیک لیم ئه پرسن چونه له رووم نایه ت بلیم به جیی هیشتووم!!!!
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه

بدی هاش یادت میره

نامردیش یادت میره

بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره

وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره

فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!




تورا نه عاشقانه

نه عاقلانه

و نه حتی عاجزانه

که تو را عادلانه در آغوش میکشم

عدل مگر نه آن است که هر چیز سر جای خودش باشد؟؟!
;
;
;
چند وقتیست هر چه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما

گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی می گردم

که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...



نوشته شده توسط :negar
دوشنبه 27 مرداد 1393-09:53 ق.ظ
نظرات() 

به همه چیز عادت می کنیم

به داشته ها و نداشته هایمان

خیلی طول نمی کشد که

جلوی آینه زل بزنی به خودت

موهایت را کنار بزنی

و با خودت بگویی

اصلا مگر داشتی اش

مگر از اول بود ؟!

که بودن و نبودنش مهم باشد …





بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بر ساحل زندگی قدم می زنم

بی خیال فکر تو

دنیای خود را نقاشی می کنم

بی خیال تمام آنچه باید باشد

نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم

بی خیال همه رفت ها

به داشته های خود دل می بندم

اما

بگذار قدم بزنم...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی

این روزها...

غروب عشق برای من

حیات دوباره خورشید

در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!

نسیم دریا بر لبانم می نشیند

با خود می اندیشم

گویا

عشق در همین حوالی ست...

و باز می گویم

شاید

تا غروب عشق

نیمروزی باقی ست...





نوشته شده توسط :negar
دوشنبه 27 مرداد 1393-09:51 ق.ظ
نظرات() 

من…!

مرا که میشنـاسی؟! خودمم

کسی شبیه هیچکس!

کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنی

مهربان، صبور، کمی هم بهانه گیر

اگر نوشته هایم را بیابی ، منم همان حوالی ام!!
.
.
.
.

دری هستم

که می‌توانست به آسمان باز شود

اگر لولایش به زمین

چفت نبود...



نوشته شده توسط :negar
دوشنبه 27 مرداد 1393-09:48 ق.ظ
نظرات() 







نوشته شده توسط :negar
دوشنبه 27 مرداد 1393-09:47 ق.ظ
نظرات() 

واقعی بودیم

باورمان نکردند

مجازی شدیم

فیلترمان کردند

  و چه دنیایی ساخته‌اند

     برای ما نسل سوخته...






نوشته شده توسط :negar
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393-06:04 ب.ظ
نظرات() 

دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم
منو به جایی رسوند که حالا ،
تو چشمای یکی دیگه زل بزنمو بگم:
عاشقمی؟!!

خب به درک...!!


می خندم!

دیگر تب هم ندارم

داغ هم نیستم

دیگر به یاد تو هم نیستم

سرد شده ام

سرد سرد

نمی دانم

شاید…

شاید دق کرده ام!

کسی چه می داند…

بی حسم کردی.... نسبت به تمام حس های دنیا...!



نوشته شده توسط :negar
چهارشنبه 21 اسفند 1392-06:58 ب.ظ
نظرات() 

 بــه هـــرکــس مـــی گـــویـــم "تـــــو"

بـــه خـــودش مــیــگـــیــرد. . .!

امـــا نـــمـــی دانــــــد کــــــه

هــیـــچ کــس بـــرای مـن

"تـــــــو"

نـــمــی شـــود. . . . !


کمی عوض شدم؛

دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم؛

به کسی تکیه نمیکنم

از کسی انتظار محبت ندارم؛

خودم بوسه میزنم بر دستانم ؛

سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم...

چقدر بزرگ شدم یک شبه !!!





نوشته شده توسط :negar
چهارشنبه 21 اسفند 1392-06:52 ب.ظ
نظرات() 

دلم شکست عشق من اما فدای سرت.


کفش هایت را بپوش تا مبادا


خرده هایش در پاهایت برود . . .


|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|


نوشته شده توسط :negar
چهارشنبه 21 اسفند 1392-06:46 ب.ظ
نظرات() 

سخت است در این هوای بهاری ، در این حال و هوای بهار ...
 

دلتنگ کسی باشی که شریک درد هایت است ...

 

 شریک شادی هایت ...

 

اما دست تقدیر تو را اینجا و او را آنجا نشانده است ...

 

سخت است همه جا ، هر لحظه چشم انتظارش باشی ...

 

او میخواهد ، تو میخواهی اما تقدیر نمیخواهد ... 

 

دلم را به بهار میسپارم تا حال و هوایش را تازه کند ! 

 

آرامش کند !

امید را در دلم لبریز سازد !

میدانم که می تواند !



خواســــــتم بگویــــــــــم که کیستـــــــم ...

دیـــدم نگفتن بهتر اســــــــت !

چه ســــــود آن کــــــه نمی ماند همان بهتـــــــــر که نشناسد مرا...!

آن کــــــــس که می مانــــــــــد خود خواهد شــــــــــناخت ...!

.

.

.










نوشته شده توسط :negar
یکشنبه 18 اسفند 1392-10:17 ب.ظ
نظرات() 


کـاشــکـی تـَلـخـ ـی زنـدگــی…کـَــمـی اَلـکـل داشـتــ …


شـایـَد مـَســتـِمـان مـی کــَــرد و دَرد را نـمـی فـَهـمـیـدیــم …


برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

چه کسی حرف مرا می فهمد؟
چه کسی درد مرا می داند؟
در پس پرده ی اشک چشمم
چه کسی راز مرا می خواند؟
چه کسی واژه ی تنهایی را
در دل غم زده ام می بیند؟
با سر انگشت محبت چه کسی
قطره ی اشک مرا می چیند
سال ها غیر خداوند بزرگ
هیچ کس از غمم آگاه نبود
توشه ی زندگیم در همه عمر
جز غم و غصه ی جان کاه نبود
مرگ یک روز و یا یک شب سرد
چشم غمگین مرا می بندد
شاید آنجا پس از این رنج و عذاب
سردی گور به رویم خندد





نوشته شده توسط :negar
شنبه 10 اسفند 1392-11:50 ق.ظ
نظرات() 

شاید دل من عروسکی از چوب است
مثل قصـــــه ی پینوکیــو محبوب است
اما چه دماغـــــــــــی داره این بیچاره
از بس که نوشته: “حال من هم خوب است.!!

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

بیهـــــودِه نَـقّـــاش بــــــودِه ام . . .


ایــــــטּ هَمِـــــﮧ ســـــال . . !


بِـــــﮧ چَ ــــــــشم هــایَت ڪِـــــﮧ مے رِسَـــــم ،


قَلَـــــــم مــــوهـــا خ ـــــیس مے شَــــوَنــد . . .


بِـــــﮧ لَــب هــایَت ڪِــــﮧ مے رِسَـــــم ،


دَستَــــــم مے لَــــــرزَد . . .


رَنـــگــ هــــا مے گــُــــریـــزَنــــد ،


وَ قــاب هـــاےِ خ ــــــالے ، ، ،


تَنـــ ــهـا . . .


نَبــــودَטּِ تـــــو را . . .


بِـــــﮧ دیـــــوارِ زِنـــدِگـــــے ام ،


مے ڪـــــوبَنــــــد . . .





نوشته شده توسط :negar
شنبه 10 اسفند 1392-11:48 ق.ظ
نظرات() 

بـاورتـ بـشـو ב یآ نـﮧ

روزﮮ مـﮯ رســב کـﮧ בِلَتــ برآﮮ هـیـچـکـس؛

 بـﮧ اَندآزه ﮮ مَـטּ تـنـگــ نَـפֿواهـב شـב

برآی نـگـاه کــرבنــم

نـבیـבنـم


اَذیتـــ کرבنمــــ

برآی تـمـام لَحظآتـﮯ کـﮧ בر کـنـارم בاشـتـے

روزﮮ פֿـواهـב رسـیـב کـﮧ בر פـسـرتـ تـکـرار

בوبـارهـ مَـטּ פֿـوآهـﮯ بوב

میבانــم روزﮮ کـﮧ نـبـاشـم هـیـچـکـَس

تـکـرار مـטּ نـפֿـواهـב شـב
.
.
.


خسته ام...


از صبوری خسته ام...


از فریادهایی كه در گلویم خفه ماند...


از اشك هایی كه قاه قاه خنده شد...


و از حرف هایی كه زنده به گور گشت


در گورستان دلم آسان نیست


در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را ،


در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی . . .


این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام ...

.

.

.مهلت بده
میروم.....
فقط پایت را بردار تا غرورم را جمع کنم....!!!










نوشته شده توسط :negar
شنبه 10 اسفند 1392-11:46 ق.ظ
نظرات() 

tanhae.com 13763011321 پر از سکوت....

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ
 

ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ
 

ﺑﺎﺷﺪ
 

ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ …
 

ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ ,
 

ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــ ـــــﺎﻥ …
 

ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ
 

ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ
 

ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ
 

ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ …
 

ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪﻧﯽ ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــﻨﯽ
 

ﻏﻤﮕﯿــﻦ
 

ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ . . .





نوشته شده توسط :negar
شنبه 10 اسفند 1392-11:45 ق.ظ
نظرات() 

دلـــــمـ ـ ـ نـه عــــشــق میـخواهد ، نـه دروغــــها ی

 

 قـشنگـــ ، نـه ادعـــاهــای بـزرگـــ ، نـه بـزرگهای پـــر ادعــــا ...!

 

 دلـــ ــ ـم یـک فنـجان قــــهوه داغ میــخواهد و

 

یــک "دوســــــت" ، کـه بـشود بـا او حــرف زد و بـعد

 

 "پش

یـــمان " نـــشد ...!!!





نوشته شده توسط :negar
شنبه 10 اسفند 1392-11:44 ق.ظ
نظرات() 

 زِنـدگیــ بهـ مـن آموخـتــ …بآختـم تآ בلخــوشـتــ کـُنَم!


بـَرگ بَرَنـבه اَتــ سآבگیـم نبوב ، בلــ پآکـمــ بـوב …


چون پـآیــ مَـن بـهـ تیغــ کسآنیــ زَخـمــ بَرבآشتــ کـه


اَز آنہــآ اِنتِظآر مُـحَـبَتــ בآشتَمــ زِنـבگیــ بهـ مَـنــ آموخـتـــ


هــیــــچــ کـَسـ شَبیـهـ حـرفہــــــــآیَشــ نیستـ..


متن عاشقانه عکس عاشقانه

دست از دستت که می کشم ،


حسرت همین روزهای کذایی ،


در دلم تاب می خورند ،


آینده چیزی نیست


که بشود پنهان اش کرد.. 


باید از همین جا شعر را 


قیچی بزنم،


هفته ها و ماه ها و سالها را رد کنم


بدوزم به یک سطر مانده به آخر ..


من حالم برای تاب آوردن خوب نیست..




نوشته شده توسط :negar
شنبه 10 اسفند 1392-11:42 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :69
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...